راز شقایق

چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٩

یاد تو

باز هم یاد تو در خانه ی تنگ دل من

گاه و بی گاه لب پنجره ی خاطره ام می آید

من به خود می بالم

که وجودم همه هرم نفسی است

که نفس های تو در آن جاریست

کاش در باور دل می گنجید

که چه اندازه غم رفتن تو جانفرساست

کاش می دانستی

بی تو در وادی غم

همه ی خشک و تر هستی من می سوزد

تو که خود می دانی

لحظه ها بی تو همه رنگ تنفر دارند

و هوای دل من

بی تو چه سان بارانی است

گر چه باران به عطش های دلم تسکین است

وکنون بی تو در این وسعت تنگ

غم تنهایی و ویرانی من

آنقدر سنگین است

که به هر آئینه ای می نگرم ، می شکند

 


پيام هاي ديگران ()






.::صفحه اصلی::. .::آرشیو::. .::پست الکترونیکی::.





گولی منگولی

کویر

الدورادو

نامه های خط خطی

ایران سرزمین من

سفر در طبیعت ایران

دیر تش باد

وصله پینه

شبیه خودم

پرسه بر زمین

ایران را بگردیم

راز کوه

میراث ارتباطی

شاعری در اتاق مجازی

ج مثل جوانی

سفرهای عاشقانه در طبیعت بکر و زیبای ایران

دوچرخه سواران کلهر

بزرگترين برج ساز

بزرگ فیلسوف کوچک

دئنا

کوهنوردی ... نشاط زندگی

امید ترابی

قلم و کاغذ و احساس

من و تنهایی

سرخپوستی که تنها نیست

بنده خدا

دیوانگی های من

سلامي چو بوي خوش آشنايي

راهنمای سفر به بهشت

اودلی سوز اورکده یانار

ندای عشاق

سوز عاشقان

زن آدم نیست ، حواست !

رویایی از تو

خواب و رویا

کوچولونویسی های یک ماهیگیر

یادداشت هایی از جنس یک دانشجو

باران پاییزی

کوروش بزرگ

دل نوشته

لبخند،نیشخند،زهر خند

خودکار کمرنگ

تی تی

پارسا

شبگرد تنها

سکوت باران

تمام رویاهای من

شراب ازلی

برادران سايكلتوريسم

وبلاگ دماوند



Designed By DPT