جدايی ! ... - راز شقایق

یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۸٢

جدايی ! ...




تقديم به : .................

آمدن ! .... ماندن ! ..... و رفتن ! ....

چه زيبا آمدنی بود و چه کوتاه ماندنی و چه دلگير رفتنی ...

وقتی آمدی احساسی نو در وجودم سر چشمه گرفت ... احساسی زيبا ... اما مبهم ...

با ماندنت وجودم سراسر مهر شد و زندگی را به خوشی و عشق سپری کردم ...

ولی افسوس !...
افسوس که با رفتنت همه چيز پايان يافت .... ديگر هيچ اثری از زيبايی و خوشی و عشق نماند ...

چون تو همه چيز را با خودت بردی ....




پيام هاي ديگران ()






.::صفحه اصلی::. .::آرشیو::. .::پست الکترونیکی::.





گولی منگولی

کویر

الدورادو

نامه های خط خطی

ایران سرزمین من

سفر در طبیعت ایران

دیر تش باد

وصله پینه

شبیه خودم

پرسه بر زمین

ایران را بگردیم

راز کوه

میراث ارتباطی

شاعری در اتاق مجازی

ج مثل جوانی

سفرهای عاشقانه در طبیعت بکر و زیبای ایران

دوچرخه سواران کلهر

بزرگترين برج ساز

بزرگ فیلسوف کوچک

دئنا

کوهنوردی ... نشاط زندگی

امید ترابی

قلم و کاغذ و احساس

من و تنهایی

سرخپوستی که تنها نیست

بنده خدا

دیوانگی های من

سلامي چو بوي خوش آشنايي

راهنمای سفر به بهشت

اودلی سوز اورکده یانار

ندای عشاق

سوز عاشقان

زن آدم نیست ، حواست !

رویایی از تو

خواب و رویا

کوچولونویسی های یک ماهیگیر

یادداشت هایی از جنس یک دانشجو

باران پاییزی

کوروش بزرگ

دل نوشته

لبخند،نیشخند،زهر خند

خودکار کمرنگ

تی تی

پارسا

شبگرد تنها

سکوت باران

تمام رویاهای من

شراب ازلی

برادران سايكلتوريسم

وبلاگ دماوند



Designed By DPT