رنگ نگاهت ... - راز شقایق

شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧

رنگ نگاهت ...

رنگ نگاهت را می شناسم !

بیشتر از تمام کسانی که

عشق رابا تو تجربه کردند ...

و حتی بیشتر از آنکه

هر روز و شب

لحظات بارانی نگاهت را

با خویش نجوا می کند

من به آفتاب خواهم گفت

که از زلالی چشمان مهربان تو

سراغ قطره قطره اشک هایم رابگیرد

و از ترنم نفس هایت ،

صدای زمزمه وار دلدادگی هایم را

با صمیمیت روزها و شب های عاشقی

تفسیر کند

این روزها من مانده ام و

شکوه نگاه مهربان و همیشه ماندگار تو

و شمیم عطر نفس هایت

که هرروز در ذهنم تکرار می شود

و تمام دلتنگی های عالم

جمع میشود و خودرا در گوشه دلم جا می کند

من نمیدانستم دلم

اینقدر گنجایش دارد

که می تواند این همه دلتنگ بماند و باز

تو در سرتاسر آن

با همه وجود نازنینت

جای خودرا داشته باشی ...

 !!!!!!

کاش بدانی چقدر ناگفته ها دارم  ...

کاش ! ...

 

 


پيام هاي ديگران ()






.::صفحه اصلی::. .::آرشیو::. .::پست الکترونیکی::.





گولی منگولی

کویر

الدورادو

نامه های خط خطی

ایران سرزمین من

سفر در طبیعت ایران

دیر تش باد

وصله پینه

شبیه خودم

پرسه بر زمین

ایران را بگردیم

راز کوه

میراث ارتباطی

شاعری در اتاق مجازی

ج مثل جوانی

سفرهای عاشقانه در طبیعت بکر و زیبای ایران

دوچرخه سواران کلهر

بزرگترين برج ساز

بزرگ فیلسوف کوچک

دئنا

کوهنوردی ... نشاط زندگی

امید ترابی

قلم و کاغذ و احساس

من و تنهایی

سرخپوستی که تنها نیست

بنده خدا

دیوانگی های من

سلامي چو بوي خوش آشنايي

راهنمای سفر به بهشت

اودلی سوز اورکده یانار

ندای عشاق

سوز عاشقان

زن آدم نیست ، حواست !

رویایی از تو

خواب و رویا

کوچولونویسی های یک ماهیگیر

یادداشت هایی از جنس یک دانشجو

باران پاییزی

کوروش بزرگ

دل نوشته

لبخند،نیشخند،زهر خند

خودکار کمرنگ

تی تی

پارسا

شبگرد تنها

سکوت باران

تمام رویاهای من

شراب ازلی

برادران سايكلتوريسم

وبلاگ دماوند



Designed By DPT