خانه ی دوست کجاست ؟؟؟ - راز شقایق

یکشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٢

خانه ی دوست کجاست ؟؟؟

یه شعر تکراری که می دونم همتون هزاران بار خوندید

اما خیلی دوسش دارم به خاطر همین اینجا نوشتمش ....



در فلق بود که پرسيد سوار ! آسمان مکثی کرد ...

رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت با تاريکيه شنها بخشيد ...

و به انگشت نشان داد سپيداری و گفت :

نرسيده به درخت ... کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است ...

و در آن عشق با اندازه ی پرهای صداقت آبی است ...

می روی تا ته آن کوچه که او پشت بلوغ ! سر به در می آورد ...

پس به سمت گل تنهایی می پیچی !

دو قدم مانده به گل !

پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی ... و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد ...

در صمیمیت سیال فضا ! خش خشی می شنوی ... کودکی می بینی ...

رفته از کاج بلندی بالا ! جوجه بردارد از لانه ی نور !!!!

و از او می پرسی !

خانه ی دوست کجاست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟



سهراب سپهری


پيام هاي ديگران ()






.::صفحه اصلی::. .::آرشیو::. .::پست الکترونیکی::.





گولی منگولی

کویر

الدورادو

نامه های خط خطی

ایران سرزمین من

سفر در طبیعت ایران

دیر تش باد

وصله پینه

شبیه خودم

پرسه بر زمین

ایران را بگردیم

راز کوه

میراث ارتباطی

شاعری در اتاق مجازی

ج مثل جوانی

سفرهای عاشقانه در طبیعت بکر و زیبای ایران

دوچرخه سواران کلهر

بزرگترين برج ساز

بزرگ فیلسوف کوچک

دئنا

کوهنوردی ... نشاط زندگی

امید ترابی

قلم و کاغذ و احساس

من و تنهایی

سرخپوستی که تنها نیست

بنده خدا

دیوانگی های من

سلامي چو بوي خوش آشنايي

راهنمای سفر به بهشت

اودلی سوز اورکده یانار

ندای عشاق

سوز عاشقان

زن آدم نیست ، حواست !

رویایی از تو

خواب و رویا

کوچولونویسی های یک ماهیگیر

یادداشت هایی از جنس یک دانشجو

باران پاییزی

کوروش بزرگ

دل نوشته

لبخند،نیشخند،زهر خند

خودکار کمرنگ

تی تی

پارسا

شبگرد تنها

سکوت باران

تمام رویاهای من

شراب ازلی

برادران سايكلتوريسم

وبلاگ دماوند



Designed By DPT