به بهانه ی تولدم ...


بزرگ شده ام !


باور کن !


 به جان شناسنامه ام ...


 بزرگ شده ام !


 و دیگر بهانه نمی گیرم نبودنت را


 و گریه نمی کنم نداشتنت را


 گهگاهی تلخیم را آه می کشم فقط ...


بزرگ شده ام قد کشیده ام


و دستم می رسد به سقف آرزوهایم


 تو نیستی اما آنجا هم ...


بزرگ شده ام واز تو چه پنهان


به پایم تنگ شده کفشهای خوشرنگ امیدواریم


وگاهی پابرهنه راه می روم روی سنگفرش تنهاییم...


بزرگ شده ام وشناسنامه ام ورق خورده


و رسیده ام به آخرین برگ


وقتش رسیده که فرم پر کنم


 امروز روز خوبیست برای پرواز


 ببخشید امروز چندم است؟

 ..............


----------------------------------------------

از همه ی دوستانی که به یادم هستن

و برخلاف انتظار این روز و بهم تبریک گفتن تشکر میکنم بغل



 

/ 113 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بیژن

درودبرگرامی همدل. من تارنگاری درباره گذشتارایران دارم. اگر دوست داری چیزی درباره گذشتار ایران بدانی به من سری بزن. پیروزی تو را در گزینش برترین تارنگارنویسان خجسته میدارم. به امید روزی که همه ایرانیان به ایرانی بودن خود افتخار کنند. تو و کسانی که مانند تو هستند موجب افتخار ایران زمین هستند. شادوپیروزباشی. بدرود.

خانه دوست اینجاست

ممنونم دورست عزیز طبع زیبایی دارید. و از اینکه به من سر می زنید سپاسگزارم.[گل]

friendship

جان من فدای ایران و ایرانیان عزیز، مسلمان،مسیحی‌،یهودی،بهائی،ملا،آخوند، بی‌ دین، همه و همه من قربان همه. بقول معروف این نیست بگذرد.

خانه دوست اینجاست

فلب من عاشق نور است عشق من یاس سپیدی است، که لب پنجره عشق، آشکارا می خواند عشق من رویش غنچه بروی شاخه عشق من قلب سپیدی است که او دارد به همانند نور و که شاید مهتاب عشق من چهچه بلبل عشق است عشق من نور عجیبی است که هنگام سحر به همه ذرات وجود عاشقانه می تابد عشق من لاله قرمز عشق من در گذر خاطره ها رفته از یاد همه قلب من عاشق نور است

محسنم

سلام یک ماه گذشت کجایی ؟‌ [گل]

مجذوب خورشید

در روز روشن ، در آسمان صاف و آفتابی ، به دنبال خورشید می گردیم .خورشید در مقابل ماست. او مارا احاطه کرده . به او می نگریم ، اما توهمات ، قضاوت ها ، تصورات و برداشت هایمان مانع از آن می شود که به این راحتی و آسانی به حقیقت دست یابیم . [گل]

سپنتا مسیحا

سلام.من هاردم پریده فکر نکنم به این زودی ها آپ کنم.راستی من تا حالا دقت نکرده بودم شناسه وبلاگتون پویش.اگه ناراحت شدین عوض کنم.ولی جدا اولین بار میبینم.. به امید دیدار

علی رضا رزمی

آبرويِ هرچه تلاطم درآبها حتماً همينکه آمدي از آفتابها ميکاهي از برودتِ سرماي خوابها آوازهاي شرقيِ خود را پلي بزن تا قار قارِ لعنتيِ اين غُرابها ما موجهايِ کوچکِ از ياد رفته ايم اي آبرويِ هرچه تلاطم درآبها تکثير مي شوند و وقيح و پر از دروغ در امتدادِ چشمِ جهاني سرابها چون امتدادِ يک شبِ از ياد رفته ايم ما چشمهايِ غرق درافسونِ خوابها در نورهايِ مشرقي ات سبز مي شويم حتماً همينکه آمدي از آفتابها