بگذار سر به سینه ام ...

 

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی

آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
 

شاید که بیش از این نپسندی به کارعشق

آزار این رمیده سر در کمند را

بگذار سر به سینه من تا بگویمت

اندوه چیست ؟ عشق کدام است ؟ غم کجاست ؟


بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمریست در هوای تو از آشیان جداست

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح

بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب

بیمار خنده های توام بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

دلتنگم آنچنانکه اگر بینمت به کام

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من

ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت !

 

 

 

 

/ 57 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن

سلام ابجي مهربون . شما فوق العاده ايد .

رضاپارسی پور

سلام دوست عزیز... باغ باران دعوتی. منتظر و ممنونتم. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

علی روحی

سلام من با حادثه ها زندگی می کنم چون که خالق حوادث اوست و حوادث تلخ و شیرین را درست است که خود مان خلق می کنیم این ظاهر قضایاهست ولی باطن قضایا چیزدیگری است در حقیقت حوادث را او آفریده است ای آفریدنها شروع زندگی جدیدماست د ررخداهاتجربه های نوئی می آموزیم گرچه تلخ اندولی دربطن این تلخی ها شهد برین نهفته است من از تلخی های و بدی ها و تحقیر ها با آغوش باز استقبال می کنم اینها عامل اساسی رشدم است هوشیارم می سازد بیدارم می کند دنیائی نو برایم بوجود می آوردگاهی اوقات این دنیابرایم جذاب و شیرین می گردد اگر تلخی ها نباشند مزه شیرینی ها احساس نمی گرد د باید با حوادث بسازیم ... شادکام و بهاری باشیر پری محبوب آسمانی [گل][گل][گل]

مهسا دارابی

سلام پریسا خانم . امیدوارم خوب باشی . گفتم بعد مدتها بیام یه سری بهتون بزنم . چقدر اینجا قشنگ شده . صدای حسین پناهی هم واقعا زیباست ..متن های شما هم خیلی قشنگه . [گل][قلب][گل]

علی روحی

سلام درمورد موجودپیچیده ای بنام انسان هرچقدر بگوئیم باز هم کمتر گفته ایم دراین موجود زیبا و دوست داشتنی رازهائی بیشماری نهفته است هرکدام از این رازها اگر کشف شوند اقیانوس بیکران استعداد در درونش وجود دارد و هرکدام از این استعدادهای بی نهایت اگر شناسائی و درراه صحیح خود بکار گرفته شوند از درون آن دریای بی پیان عشق و زندگی پدیدمی آید اگر دریای بیکران عشق و معرفت بخوبی ادراک گردد دنیائی پرتحول بوجود می آید که سرتاسر وجود انسان را فرامی گیرد این انسان عاقل و رشدیافته پابه عرصه بهترین روزهائی زندگیش می گذارد و شاد و خرم برهمه چیز مسلط می گردداین تسلط با سلطه دنیوی و مادی فرق دارد از این تسلط پرمحتوا فضائی سرسبز و عطر آگین به مشام موجودات عالم هستی سرازیر می گردد واز ذات ب نهایت ان نیکی و سعادت پدید می آید این همان نیکی و سعادت می باشد که تغییرات شگفت انگیزی در عالم اسانیت بوجود می آورد امیدوارم ما انسانهااز قافله عظیم و پرفروغ تحول و تغییرغافل نمانیم ... [گل][گل] شادکام و بهاری باشید

پرويز

سلام هفته گذشته جايي بودم كه به ناگاه ياد شما افتادم . ميدوني كجا؟ توي يه دشت بزرگ نزديك خالد پيامبر در كلاله استان گلستان . باور كنيد تا بحال در عمرم اين همه شقايق نديده بودم .[گل]

ناشناس

[گل]

شهریار

عالی بود دستت درد نکنه