خدايا ! ...


ای آتش مرا درياب مرا درياب که در آتشی دائمی می سوزم

صبرم به پايان رسيده دل پر دردم ديگر طاقت ندارد

با اشک به خود سکون می بخشم

ولی ديدگانم نيز ديگر رمقی ندارند.

خدايا به تو پناه می برم.

مهر خود را آن چنان در دلم جايگزين کن

که جايی ديگر برای عشق ديگران نماند.

سراپای وجودم را آن چنان مسخر اراده خود کن

که به ديگری نياند يشم .




شهيد دکتر مصطفی چمران

/ 34 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صابر

سلاااااااااااااااااااااااااااام پريسا جوونم...خيلی جيگری...وبلاگ فاريا خرابه ؟ انگار نظرخواهی نداره!!

parady

سلتم پريسا از اينکه بهم سر زدی ممنون وبلاگ خيلی قشنگی داری

siamak

ای آتش مرا درياب مرا درياب که در آتشی دائمی می سوزم .عالی بود.بهم سر بزن

مهدی

به نظر شما اگه شعرو از دخترا بگيرن چيزی برا گفتن دارن؟؟؟؟:دي

شهریار

جونه تو اگه آپ کنی شاکی ميشم ميزنم تو گوشت !!

محمد

سلام. خوبی . کجائی ؟ چرا آپ نمی کنی ؟ التماس دعا. يا حق.

bineshan

هزاران شقايق نثار تو دوست عزيز. خداوکيلی عين حرفهای دلم بود. بخصوص امروز که خيلی هم دلشکسته و غمگينم.