شکوه بودن ...



نور را ... سکوت را

ای آئينه ی روشن زندگی

برايم معنا کن ...

من از قحطی نور

از هجوم غلغله می آيم

و کوله باری از ظلمت

فرياد

با خود به ارمغان آورده ام

مهر را .... عاطفه را

ای شکوه بودن در عالم هستی

برايم معنا کن ...

من از هق هق شبهای تار

از نهايت فراموشی

در يادها

می آيم ...

معنا کن نگاه نجيبت را

بر دستهای خاکستری

برای غريب خلوتت

اين آشفته ترين ...........

تو

ای لبخندت تداعی گر شکفتن لاله ها

معنا کن برايم

سرخی عشق را

من از شوره زار رنج

از اسارت بی پناهی می آيم

معنا کن اعجاز گرمی دستانت را

بر قلب يخ زده ام

معنا کن

معنا کن

بودنت را

برای من

ای فانوس روشن جاده های انتظار



زينب کاظمی

/ 43 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
diana

سلام وبلاگ زيبايی داريد موفق باشيد

farzad

سلام... خيلی زيبا است ... بخصوص که منم بد جوری دلم گرفته ... موفق باشيد...

diana

سلام ممنون سرزديد

parisa

موفق باشيى

شاعری در اتاق مجازی

سلام به آبجی گلم پريسای عزيز......خوشحالم که بلاگت هنوز هم بوی غربت شقايق ميده......ببخشيد يه مدتی نبودم.........شرمنده .......در خيالم همچو رويايی ! پريسايی ! شقايق...................ياعلی...............بابک

heni

سلام منتظرم من برای نوشته های زيبات

sara

برايم معنا کن اين همه تنهايی را .. برايم معنا کن نبودن را .. برايم معنا کن نديدن .... !پريسا جون شعر زيبايی انتخاب کرده بودی موفق باشی

محمد

سلام. خوبی. کجائی دختر؟ همه منتظر هستند که آپ کنی. زود باش ديگه. يه شعر زيبا و پر مفهوم. التماس دعا. يا حق.

باران

معنا کن برايم سرخی عشق را من از شوره زار رنج از اسارت بی پناهی می آيم ..... بسیار زیبا بود

sib

سلام...بابا کجا رفتی..نگو رفتی مسافرت :((((