یک سال گذشت ...

 

مردم خسته و لبریز ....

 

تشنه گفتن از مصیبتی که به آنها رفته است ...

 

در جستجوی گوشی برای شنیدن

 

و سری برای تایید کردن حرفهایشان ...

 

یکسال گذشت...

 

و همه ی ما شبها راحت به خواب رفته ایم ... <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

اما می دانیم چند ماه زیر چادر زندگی کردن

 

 یعنی چقدر صبر !!!

 

یعنی چقدر تحمل !!!

 

ارگ بم خسته است ....

 

اما هنوز ایستاده و نفس می کشد ...

 

با این همه نفس آدمها سر به سر افسرده است ...

 

روزگاری است در این گوشه پژمرده هوا هر نشاطی مرده است ...

 

دلها پژمرده است ....

 

                    

 

 

 

 

/ 32 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیکی

بم هنوز زنده است چون زندگی در آن جريان دارد

شاعری در اتاق مجازی

سلام...میدونی پریسا هر وقت ویرانه ارگ بم رو می بینم تنم می لرزه...آخه قامت کل ایرانو اونجا می بینم

قصه شاه پریون

سلام / ممنون از حضورتون / من چند روزی نبودم / ببخشيد دير شد / آبديت هم کردم

sayeh

سلام خانمی من تازه با بلاگت آشنا شدم بلاگ جالبی دارين مطالب هم همه قشنگ بودن به منم سر بزن ممنون يا حق

آرمین

Salaam saat moddat haas ke az nime shabe rooham igizarad bade ye saa update kardam khoshalam mikoni age biyay

bahar

اونا که رفتن روحشون شاد بايد به فکر اونا که موندن بود بايد بازمانده ها رو دريابيم . . . شاد باشی

یه رهگذر

واقعا متاسف شدم ...یاد یارسال افتادم ..رفته بودیم بم برای تهیه خبر ...الان که تصاویرش رو می بینم واقعا متاسف می شم ...امیدوارم دیگه هیچ وقت ییش نیاد....همون یه رهگذر

baran

بم نفس مي كشد اما به سختي ...

سيد حميد شريف نيا

سلام عزيزم.همين که حس درد در توست باعث خوشحالی من است به من هم سر بزن و در لينکهام برو به وبلاگ پوريا سوری و غزلش رابخوان وحشتناک زيبا است