دئمه ديگيم سوزلر

سلام ...

نمی دونم چرا يه دفعه ای به سرم زد به زبون مادری بنويسم ...

اميدوارم خوشتون بياد ...

 

سنه دئمه ديگيم سوزلری

پنجره يه سپديم ...

ياغيشين قوشلاری

اونو دنلدی ...

( شاعر : مارال کهالی )

 حرفهای به تو نگفته ام را

به پنجره پاشيدم

پرنده های باران

اونو نوک زدن ...

/ 46 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
arshia tafrashi

سلام تنهی دل. آپديت که نکردی. ما به روزيم يا علی

علي فينگيلي

سلام من هر دفعه که آپ ديت ميکنم نمی دونم چرا اول ميام اينجا. منتظر مطالب بعدیت هستم موفق باشی

asal

سلام. زبون مادری هم عالمی دارد. زيبا بود.

ه

az roo raftam dige :))

sunson

سلام .ساقول باجی .لذت آپاردوم . بيلمديم تورک سوز.شعروز منه چوق جان ورده .بيزه دا باش وروز

farzad

سلام... همرنگ روزگاری......

armaan

سلام من که ايلده ترکی بيل و شايدم کلنگ ميرم..پس نظری ندارم..به اميد فردای روشن برای من تو و تمام مردم دنيا

افشين

سلام پريسا جون :) يه ايميل فرستادم براتون . لطفا چکش کنيد

محمد

سلام. خوبيد عزيز. کجائی؟ چرا آپ نمی کنی. زود باش. التماس دعا. يا حق.