مسافر غريب ...

  "بی حوصلگی به تب زرد می ماند" ؛ چه کسی آن را در وجودم کاشت نمی دانم ؟!  شاید تو بدانی وقتی شقایقهای دیاری لگد مال می شود ،  دیگر چیزی باقی نمی ماند که از آن حرفی زد . سکوت ، نگریستن ، و بغضی که به بار می نشیند . <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

من یک غریبه ، هم در شهر انسان ، هم در روستای خدا ،  هم در آرمان شعر شاعر .  وقتی نوایم در دامان کوه جا می ماند به تنهایی خویش ایمان می آورم.

سکوت حقیقت محض زندگی من است. سالهاست که دردهایم را در گوشه کنار خنده هایم پنهان می کنم. وقتی رها می شوم ؛ فارغ از هر چه بود ونبود؛

تازه می فهمم کجا ایستاده ام؛ نگاهی به عمق زخمهایم ، به آن گذشته ها ...

به آن دیار ....  زندگی یعنی درد ... زندگی یعنی هر واژه ای که ب وی سختی می دهد و طعم گس تنهایی.

در این گوشه ی خشکسالی فاصله آنقدر بزرگ ... که شوق" بودن" را ... جوابی هم از دور برای " ماندن" نبود. مسافری غریب ، توشه ای از درد ، باری از رنج ، گذشته ای بس سنگین. به تاوان آن گذشته است که شبها دلم را به دست باران نمی دهند.

به تاوان آن گذشته است که دیگر ستاره ها نیز همدم چشمهایم نمی شوند .  وقتی نگاهم برای ستاره ای در دامان آسمان جا می ماند  به تنهایی خویش ایمان

می آورم . ...  اگر این امید نبود شاید دیگر بهانه ای نیز برای ماندن نبود.

                                                                                 

/ 26 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبگرد تنها

سلام .... نوروز باستانی را به شما تبريک می گويم و روزهایی سرشار از موفقيت برايتان آرزو می کنم ..... بدرود

zeynab

در این مورد باید با هم حرف بزنیم........مثل دو تا رپیق............تو خیابون...با دو تا فیراشکی داغ

محمد

سلام. خوبيد عزيز. آپ نمی کنی؟ بهار شده. درخت ها شگوفه کردند. بلبل ها آواز می خونند. همه چيز تازه شده. طبيعت زنده شده. من هم حس فضوليم ....... . ببخشيد ديگه. بابا زود باش آپ کن ديگه. التماس دعا. يا حق.

fariba

سلام ...سال نو مبارک... زندگی رو هر جور نگاه کنی همون طوری می شه برات پس زيبا نگاه کن...يه سر کوچولو بزن

مصطفی(پرستوی مهاجر)

سلام ممنونم امدی فکر نمی کردم شما رو ببينم خوشحالم کرديد تا ديداری دوباره يا حق

elahe

مرسی که به وبلاگم سرزدی اميدوارم هميشه شاد باشی بازم بهم سر بزن

mahin

سلام ......واقعا آخرش بود ولی ...........