بدون شرح ! ...


اشک آلودهء ما گرچه روانست ولى    به رسالت سوى او پاک نهادى طلبیم



لذت داغ غمت بر دل ما باد حــرام      اگراز جور غم عشـق تو دادی طلبیم


 

حافظ

 

 

/ 90 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فواد

.. و ، واژه هایی که هیچ وقت بودن را درک نکردند...

نیوشا

ناخنهایتان را معاینه کنید[گل][گل][گل][گل][گل][گل][خداحافظ]

مهسا

سلام و درود بر شما مشتاق دیدار شما هستم که هر چه زودتر در خدمتتون باشم و گشتی در طبیعت بزنیم و رها شویم . به امید دیدار هر چه زودتر شما دوست گلم

میفروش

سلام. خوبی شما ؟. برقرار باشید.به امید دیدار[گل]

خانه دوست اینجاست

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی كشیدوگفت:كه ماه محرم است. گفتم: كه چیست محرم؟باناله گفت: ماه عزای اشرف اولادآدم است

نسیم رها

/بی تو هوای خیمه ی ما سرد می شود رنگ رُخ سه ساله ی من زرد می شود خورشید انعکاس وجود نجیب توست این دایره نباشی اگر سرد می شود این حلقه های گریه ی سردرگم و غریب زنجیر آهنی و پر از درد می شود دامان کودکانه ی یک دختر نجیب بی تو اسیر آتش نامرد می شود بر گِرد توست گردش سیاره ی زمین هر جاذبه بدون تو ولگرد می شود رفتی و روز روشن ما در مسیر شام دنبال صبح ِ روی تو شبگرد می شود/

نسیم رها

بی تو هوای خیمه ی ما سرد می شود رنگ رُخ سه ساله ی من زرد می شود خورشید انعکاس وجود نجیب توست این دایره نباشی اگر سرد می شود این حلقه های گریه ی سردرگم و غریب زنجیر آهنی و پر از درد می شود دامان کودکانه ی یک دختر نجیب بی تو اسیر آتش نامرد می شود بر گِرد توست گردش سیاره ی زمین هر جاذبه بدون تو ولگرد می شود رفتی و روز روشن ما در مسیر شام دنبال صبح ِ روی تو شبگرد می شود

صادق

کدام سحرگاه چلچاه ی ریز روشنی دیده ای که از تحمل یکی بوف شب خوان خسته نگذرد گلی نه گوشواره ی این شاخه سار شکسته نسیمی نه مسافر این خانه ی خراب از این بادیه پس چه دید ی که قرار لو رفته ی باد را از بوته ی راه نشین بی خبر می پرسی ؟ خانم دکمه ی سردست پیراهنم همین جا افتاده بود کلید و کبریت و چند واژه ی ساده ام کافی ست دیر به خانه بر می گردم شاید هم هرگز

صادق

سلام. سلامی چو بوی خوش آشنایی..

ok